مرتضى مطهري
225
يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي )
ثم نفس الكلام الواعظ من قائل زكى بعبارة بليغة و نغمة رخيمة و سمت رشيد . و اما الغرض الثالث فيعين عليه الفكر اللطيف و العشق العفيف الذى تأمر فيه شمائل المعشوق ، ليس سلطان الشهوة . اين بيان بوعلى مؤيد مطالبى است كه ما در گذشته گفتيم . موسيقى مولوى در صفحهء 343 تحت عنوان « سبب هجرت ابراهيم ادهم و ترك مُلك خراسان » مىگويد : نالهء سرنا و تهديد دهل چيزكى ماند بدان ناقور كل پس حكيمان گفتهاند اين لحنها از دوار چرخ بگرفتيم ما مؤمنان گويند كاثار بهشت نغز گردانيد هر آواز زشت ما همه اجزاى آدم بوده ايم در بهشت آن لحنها بشنوده ايم گرچه بر ما ريخت آب و گِل شكى يادمان آيد از آنها اندكى ليك چون آميخت با خاك كرب كى دهد اين زير و اين بم آن طرب آب چون آميخت با بول و كميز گشت زآميزش مزاجش تلخ و تيز چيزكى از آب هستش در جسد بول از آن رو آتشى را مىكُشد